المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

814

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

امكان دارد كه گفته شود طعام آتان مطلقا از « طيّبات » نيست ، پس مناسب آمد كه اخراج و عطف آن به عنوان « بيان رخصت » آمده باشد . و امّا بنابراين قول شما ، اين يك عزيمت مىباشد و رخصت را مزيّتى در بيان احكام مىباشد ، خصوصا در جايگاهى كه در مقام « بيان امتنان » بوده باشد و آن همين آيه است و از خداوند متعال مىطلبم كه اين جواب را بر من از اين اشكال ، با احسان و كرم بىپايان خويش ، بازگشايد . * * * [ 371 ] آيهء سوّم : « وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا « 1 » » ؛ « او آن خداوندى است كه دريا را در تسخير شما قرار داد تا از آن گوشت حلال و تازه غذا بخوريد » . و در آيهء ديگرى مىفرمايد : * * * [ 372 ] « وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » ؛ « 2 » « هرگز دو نوع دريا مساوى نيستند ، آن دريا كه آب آن گوارا و شيرين است و آن ديگرى كه شور و تلخ مىباشد . ولى از هر كدام گوشت تازه مىخوريد و زيورها ( چون لؤلؤ و مرجان ) را از آن استخراج مىكنيد » . گوشت ماهى : اين دو آيهء كريمه هر دو بر « مباح بودن خوردن هر چيزى از ماهى كه صيد مىشود دلالت دارند » و مقيّد ساختن آن به كلمهء « طرّى » تخصيص دهندهء حليّت آن نيست ، چون اجماع بر « مباح بودن غير طرى » نيز منعقد شده است و قيد « طراوت » از آن باب است كه گوارا بودن آن « در طراوت و تازه‌گى » ماهى است و اگر مدّتى نگهدارى شود ، طراوتش ، از بين مىرود و گوارايى آن زائل مىگردد و آيهء شريفه در مقام امتنان و منّت‌گذارى است ، پس جز به آن چيزى كه لذيذ و گوارا و خوش خوراك بوده باشد ، شايسته نمىگردد و « لام » در كلمهء « لتأكلوا » جايز است كه جهت « تعليل » باشد يعنى : سبب غايى از خلقت دريا ، انتفاع بشر از آن است و جايز است كه جهت « عاقبت و نتيجه » بوده باشد ؛ يعنى ممكن است « خلقت دريا » جهت غايت

--> ( 1 ) . سورهء نحل ، آيهء 14 . ( 2 ) . سورهء فاطر ، آيهء 13 .